تبليغاتX

















 Yahoo ID : shirazjok_ asal



جوک
خانهایمیلآرشیوRss
Search

جوک های سوپر 

موضوع: 26 Mar 2007 21:18

+۱۸
يه موز و يه پسته با هم دعواشون ميشه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو ميکشي پايين!

پشت ماشين تخليه چاه نوشته بود 

رزق ما - تو ك*ن شما مي باشد

يه روز يه خوش غيرت به رفيقش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن، زنم خالكوبي عكس خواهرتو روي شكم عباس آقا ديده!

چه قشنگه ... سارا، چه بزرگه ... دارا، كاندومي براي فردا، كاندوم سارا و دارا!

 
تست عربی کنکور 85 :
- کونوا قوامین بالقسط یعنی چه؟
1)به اقوامت قسطی کون بده
2)قسط کون اقوامت را بده
3)به اقوامت به مساوات کون بده
4)کونی!!بیا به موسسه قوامین قسطت را بده.

 
** یک کشاورز نمونه در یک اقدام بی نظیر توانست **
** با پیوند درخت پسته با درخت زیتون، درخت پستون به عمل بیاورد **

 
مي گن دوست خوب مثه كرست مي مونه
هم آدمو بالا نگه مي داره
هم نمي زاره پايين بيفتي
هم هميشه باهاته

 
یارو بچهه میاد خونه میگه مامان مامان ریاضی 18 گرفتم مامانش میگه آفرین!! بیا دودولت رو بخورم ! پسره میگه مامان اگه 20 بشم ساک میزنی؟!!!

از زنِ‌تهرونیه میپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چیه؟ میگه: والله این شوهر من مثل موبایل میمونه!‌ میپرسن: آخه چه ربطی داره؟! زنه میگه: والله صبح تا شب که در دسترس نیست، شبم که آنتن نمیده!!!
 


یارو میاد خونه، همچین که از در وارد میشه، زنش میاد میگه: ‌سلام عزیزم! یک لب اساسی بهش میده، بعد کتشو ازش میگیره میبره آویزون می‌کنه، بعدم دستشو میگیره میبردش تو اتاق خواب، شروع می‌کنه ساک زدن، اونم چه ساک زدنی!! مرده یکم زنشو نگاه می‌کنه، میگه: راستشو بگو خانوم،‌ این دفعه دیگه چه بلایی سر ماشین آوردی؟!!!

 
سه نفر کل گذاشته بودن سر اندازة پستونای زناشون‌! اولی میگه:‌ پستونای زن من اندازه خربزه است! دومی میگه:‌ پستونای زن من اندازه هندونست! سومی میگه: ‌بابا اینا که چیزی نیست، من وقتی کرست زنم رو میبرم خشک شویی یارو میگه: چتر نجات قبول نمی کنیم!!!

 
دختر بچهه با باباش میره حموم، کیر باباش رو میبینه، ازش میپرسه: باباجون این چیه؟ میگه: ‌این دودوله. دختره میگه: ‌اَه! چه اسم کیریی داره!

کرمه میفته تو ظرف ماکارونی، میگه:آخ جون! چه بمال بمالیه!

 
یارو می‌میره، میره بهشت. روز اول جبرئیل میاد، میگه: میخوام جُمجُمت رو سوراخ کنم دور سرت نور بذارم. روز بعد میاد میگه:‌ میخوام کتفاتو سوراخ کنم برات بال بذارم. یارو شاکی میشه، میگه: بابا نخواستیم! اصلاً من میخوام برم جهنم! جبرئیل بهش میگه: باباکجا میخوای بری؟! اونجا پدرت رو در میارن، چوب تو کونت میکنن. میگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!

 
یک بابایی رو برده بودند سربازی، یک روز می‌برنشون عملیات پرش با چتر. خلاصه اونروز می‌گذره و فرداش یارو میاد برای باباش تعریف کنه که چی کارا کردند. میگه: آره مارو سوار هواپیما کردند،‌ بعد از یک مدتی گروهبانه گفت: ما الان در ارتفاع 1000 متری هستیم،‌ هرکی داوطلبه بپره. باباش میپرسه: خوب تو پریدی؟ میگه:‌ نه هنوز...خلاصه چند نفر پریدند،‌ بعد یک مدتی گروهبانه گفت: خوب الان دیگه وقتشه،‌گروهان همه بپرند! -خوب پریدی؟ -نه..گوش کن. ‌خلاصه همه پریدند و من موندم تو هواپیما. گروهبانه گفت: سرباز! بپر!! -پریدی؟ -نه واستا بگم... من همین جور واستاده بودم اونجا. یهو گروهبانه زیپ شلوارش رو باز کرد، کیرشو درآورد گفت: ‌سرباز!‌ یا بپر، یا اینو تا دسته می‌کنم به ماتحتت! -خوب بالاخره پریدی؟ -آره... اولش یخورده!

اصفهانیها رو چه جوری میشناسن؟
اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.


متفزقه
 
اگر نماز گزار بداند كه چقدر از رحمت الهي او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمي دارد . ( بسيج قزوين )

می گن علی دایی قهرمان وسطی دنیا شده چون حین بازی نداشت توپ به دست و پاش بخوره

ترکه پتروس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي مي‌كنه، ميره انگشت مي‌كنه تو باسن راننده قطار!

ترکه يه زن خراب سوار مي‌كنه، توي راه هي بهش ميگه: بايد به من مثل زنم ...، زنه شاكي ميشه و ميگه: مگه زنت چطور بهت ...؟ ترکه ميگه: مجاني!

يه کوسه يه آباداني رو مي خوره ميره پيش باقي کوسه ها مي گه من نهنگم.

شده تا حالا کابوس ببيني..از خواب بپري و کلي خوشحال بشي که کابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببيني..از خواب بپري و حالت گرفته بشه!؟ خب اين به اون در
 

ازدواج آدم و حوا توی هیچ دفتری ثبت نشد! هیچ آخوندی هم نبود که صیغه بخونه! بدبختا همتون
حروم زاده اید!!!

پنج خواسته زنها از مردها: شهوت شتر، كمر گاو، وفاداري سگ، نجابت اسب، ... خر!

ترکه تو جاده داشته می رفته لاستیک ماشینش می ترکه می میره
روی قبرش می نویسند
او کسی بود که با ترکیدن یک لاستیک به دنیا امد و با ترکیدن یک لاستیک از دنیا رفت

و صيت نامه حسين فهميده: جان مادرتان براي تانکها بوق بذاريد
چرا مهمانداران هواپیما رو از زنهای خوشگل انتخاب میکنن؟! که هواپیما زودتر بلند شه!

معلمه میره سر کلاس میگه بچه‌ها یه مسئله میدم حل کنید: پرتقال فروشی 10 کیلو پرتقال خرید به قیمت هرکیلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 کیلو از پرتقالها پوسیدند، 2 کیلو را دزد برد و 5 کیلوی باقی مانده را هم به عبارت هرکیلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! یکی از بچه‌ها سریع پامیشه میگه:‌ آقا چهل سال! معلمه پشماش میریزه، میگه: تخم سگ از کجا فهمیدی؟! بچهه میگه: آخه آقا ما یه نوکر داریم، نیمه کس خله، اون بیست سالشه. شما هم که کاملاً کس خلین، پس چهل سالتونه!
 

قزوینیه رو با ک-ر له ‌و لورده و درب و داغون می‌برن اورژانس. دکتر شیفت ازش می‌پرسه:‌ بابا چه بلایی سر خودت آوردی؟! قزوینیه با حال زار میگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبه‌ای که رو دیوار عکس کان کشیده بود پیدا نکنم!
 

رشتیه به زنش میگه: خانم جان دوست داشتی مرد بودی؟ زنه میگه: نه، دوست داشتم تو مرد بودی!
معلمه سر کلاس میپرسه:‌ کی میدونه قرص ویاگرا چیه؟! پسر رشتیه میگه: قرص ضد اسحاله! معلمه میگه: چه ربطی داره؟! بچه میگه:‌ آخه هر شب مامانم به بابام میگه:‌ بخور اینو بلکه اون گهت سفت شه!
 

یک بابایی چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد، از قضا این یکی غولش ترک بوده. غوله میگه: یه آرزو بکن. یارو میگه: یه کاری کن که ک-م اونقدر درازشه که وقتی راه میرم رو زمین کشیده شه! غوله هم میزنه جفت پاهاشو قطع میکنه!
 

دو تا هزارپا عروسی می کنند، آخرشب عروس و داماد رو می‌فرستند تو حجله. یک سه چهارساعتی می‌گذره، ملت می‌بینند خبری نشد. مادر عروس میره از پشت در می‌پرسه، بابا دارید چی‌کار می‌کنید؟! چقدر طولش می‌دید؟! داماده با صدای خسته و کوفته میگه: خانوم این دختر شما پدر منو درآورده!‌ مادردختره می‌پرسه: یعنی چی؟! مگه چی‌کار کرده؟ داماده میگه: بابا هرچی ازش می‌پرسم نمیگه ک-ش لای کدوم پاشه!
 

عربه میخواسته جلق بزنه به ک-ش آب صابون میماله باهاش زمینو تی میکشه!
 

ترکه شب از خواب پامیشه، پاهایی که از لحاف اومده بیرون رو میشماره،‌ میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میکنه،‌ دوباره میشمره،‌ بعد با خیال راحت میخوابه!!!
 
 

دختره از معلم زیست‌شناسیش می‌پرسه: چرا چشمای گاو همیشه خماره؟ معلمه یک نگاهی بهش می‌کنه،‌ میگه: عزیزم اگه پستونای تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نکننت، چشات به همون خماری میشه!!!
 
 
 
نظر یادتون نره
 
الهام
 
۰
۰
 
نوشته شده توسط الهام | لینک ثابت |

ججججججججججججججووووووووووووووککککککککککککککککککککککک 

موضوع: 26 Mar 2007 0:4

 

چند تا جوک بهداشتی گذاشتم برای کوچولو ها

 

۱. خسيسه صد هزارتا صلوات نذر ميکنه. وقتی نذرش برآورده ميشه ميره ورزشگاه آزادی داد ميزنه : محمدياش صلوات!!

۲. یارو ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره! .....ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!....ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!...ميره سيگار فروشي میگه: آقا سيگار برگ دارين؟ خير.میگه: پس يك بسته كوبيده بدين!...ازش ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

۳. يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك احمق رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يه دونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه ديدیم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي یارو ميافته!

۴. زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشماتو درمي‌آرم!

۵. یک روز آقايی رو پلیس میگیره میگه : کارت ماشین ٬ بیمه ٬ گواهی .نامه يارو میگه چیکار کنم جمله بسازم .

۶. پیره زنه دندون نداشته میخواسته بره نازی آباد به تاکسیها میگفته نای نی نانای ني نای نای (( یعنی نازی آباد نگه دار ))

۷. اگه يه روز يه مگس رو سرت نشست سعي نكن بپرونيش ميدوني چرا؟ چون تو مهم شدي چون تو ( يه گوهي شدي)

۸.خــداونـــــد زميــن و اسمــان را افـريـد و گفت : چـه زيبـاست..... مــرد را آفـريـد و گفت : چـه زيبـاست...... و زن را افريـد و گفـت :........ اشکال نداره آرايش ميکنه.

۹.ابتدا خدا زمين را افريد...سپس استراحت کرد. بعد مرد را افريد...سپس استراحت کرد و بعد زن را افريد. انگاه ........نه خدا استراحت کرد نه زمين و نه مرد .

۱۰. مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

۱۱. یارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

۱۲. یه مگس دست میندازه دور گردن دوست دخترش میگه:میدونی عزیزم از گو بیشتر میخوامت!!!

۱۳. يکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه ميميره..........

۱۴. يه يارو شراب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش .

۱۵. احمقه داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته.  احمقه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  احمقه ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!

۱۶. از يارو ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ يارو ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

۱۷. یارو رفت دكتر گفت آقاي دكتر چند وقتيه كه دچار بي تفاوتي شده ام دكتر گفت يعني چي ، بيشتر توضيح بده يارو گفت يعني اينكه الان من شما رو .........حساب نميكنم!!!

۱۸. یارو  ميره حرم امام رضا، دخيل ميبنده و گريه زاري ميكنه و از امام رضا ميخواد كه تو قرعه كشي بانك ملي پرايد برنده شه! بيچاره هر چي دعا مي كنه اثر نمي كنه! يه ماه بعد بانك تجارت تبليغ ميكنه كه ميخواد يه بنز الگانس جايزه بده! باز یارو  ميره حرم و دخيل ميبنده و شروع ميكنه به گريه زاري! كه يهو امام رضا مياد بخوابش و بهش ميگه: احمق اول برو يه حساب تو بانك باز كن بعد بيا دعا كن!

۱۹. يارو داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! یارو  گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!؟

۲۰. يه عشق‌لاتي با رفيقش ميرن جاده چالوس. بعد از مدتي رفيق يارو مي‌خوابه. يارو عشق لاتيه، همينجور كه رانندگي مي‌كرده يهو مي‌زنه روي ترمز و مي‌بينه: اي دل غافل، ترمز بي ترمز...! خلاصه هر كاري كه مي‌كنه مي‌بينه نميتونه ماشينو نگه داره. سرشو كه بلند مي‌كنه مي‌بينه يه تريلي هم از روبرو پيچيد و داره مياد... ميزنه رو پاي رفيقش و ميگه: «اصغر... پاشو تصادفو حال كن...!»

۲۱. ماشين یه یارو رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو یارو داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ یارو ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

۲۲. از یه یارو ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

۲۳. تو يه شهری حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

۲۴. يه روز خوب بهار نداری آروم قرار... يه روز خوب بهار من شاغلم تو بيکار... يه روز خوب بهار پياده ای من سوار... يه روز خوب بهار نه شام داريد نه ناهار... يه روز خوب بهار کوفت بخور و زهرمار... يه روز خوب بهار ميکنی از من فرار... يه روز خوب بهار دارم باهات هزار کار... يه روز خوب بهار باقالی دارم،خر بيار... يه روز خوب بهار می کشمت من به دار... يه روز خوب بهار ...((باقيشو خودت حدس بزن!!!)))

۲۵. يه بار يه ماره روسری سرش می کنه ميگه من کبرام ...

۲۶.آقا يه يارو ميره حج. بعد ميره رمی جمرات شروع ميکنه به سنگ انداختن که سنگش تموم ميشه . بعد بقيشو فحش ميده.

۲۷. يه روز به يه نفر ميگن تا حالا بهت آقا گفتن؟ميگه آره.يدفه که رفته بودم جمکرون، وقتی خيلی تو دستشويی موندم يه نفر هی لقد می زد به در و می گفت: هی گند آقا زود بيا بيرون ترکيدم..........

۲۸. سه نفر که از اهالی همون شهری بودند که معروفند به خسيسی با هم ميرند استخر و قرار می گذارند هر کی زودتر سرش رو از آب درآورد بقيه رو ساندويج بده............بعد از گذشت چند دقيقه هر سه در آب خفه شدند.

۲۹. يارو سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ يارو ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!

۳۰. يك زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق…بي‌شعور…عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!!!

۳۱. باباي يارو ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. يارو خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين… ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!!! بوده!!

۳۲. بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

۳۳. يارو بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت

۳۴. عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!

۳۵. تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!!!

۳۶. يارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از يارو ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

۳۷. يارو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

۳۸. يارو با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

۳۹. يارو ميره نماز جمعه هی شعار برعليه امريکا ميدن جو ميگيرتش ميره ميکروفن رو ميگيره ميگه : خواهرا بيزحمت هفته ديگه نياين ميخوايم فحش مادر بهشون بديم!

۴۱. يارو داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!

۴۲.يه بابايی ميميره باباش رضايت نميده.

۴۳. يارو يه سکه توی دستش می‌گيره و دستش عرق می کنه ... به سکه ميگه : هر چقدر هم گريه کنی خرجت نمی‌کنم ...

۴۴. يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!

۴۵. یارو ميره كله پاچه فروشي، طرف بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

۴۶. یارو تو يه دهي دكتر بوده ، ميخواسته به يه زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي دکتره دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، باسن شما صفحه چنده؟!!

۴۷. یارو رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه ادرار کردن تو آب جريمش كنه. یارو داد و بيداد مي كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب ادرار میکنن! طرف ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!!!

۴۸. شيره‌ايه مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يوخده شـوژ مياد! ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يوخده شـوژ مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره، ‌ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، يارو داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ شــوژ مياد!!

۴۹. یارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!!!

۵۰. يارو داشته پياده تو خيابون می رفته به سرعت گير که ميرسه،سرعتش رو کم می کنه.........

۵۱. دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

۵۲. وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

۵۳. بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!

۵۴. اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

۵۵. زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

۵۶. یه يارو مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ يارو كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

۵۷. يارو تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! يارو از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

۵۸. تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، یه یارو تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،يارو شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

۵۹. يه روز يارو ٬ يه پليس می‌کشه ٬ زنگ ميزنه ۱۱۰ ٬ ميگه : يکيتون رو کشتم شديد ۱۰۹تا !!!!

۶۰. یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، يارو ميپرسه: جانداره؟

۶۱. یارو زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو اون سريال امام علي نشون داديد؟! طرف بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. يارو ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

۶۲. دو نفر ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

۶۳. یارو 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، یارو با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

۶۴. يارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

۶۵. يارو كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

۶۶. احمقه داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

۶۷. احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

۶۸.از يارو ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي شهر ما پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ما ميگفتن بچه تهرون!

۶۹. يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم،منو ببر سينما

۷۰. يارو زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! طرف ميگه: نه. يارو ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

۷۱. يارو مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

۷۲. يارو فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!

۷۳. يارو و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به يارو ميگه اسم توچيه؟! يارو اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

۷۴. تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

۷۵. يارو و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن يارو وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه يارو براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

۷۶. يارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. يارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. يارو ميگه: هان پس بگو، ‌قنده؟!

۷۷. يارو  تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

۷۸. يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته احمقها تو كوچه بن بست گير كرده!!!

۷۹. تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: وقتي بلندش ميكنند مي بينند رشتي.

۸۰. يه روز يه بابايي يه دستش قطع شد, خيلي از زندگي نااميد شدهبود. راه افتاد تو خيابون يه جا ديد يه يارو کنار خيابونقر ميده و بالا پايين ميپره . رفت جلو ديد يارو دوتا دست هم نداره .تعجب کرد به يارو گفت بابا دمت گرم عجب روحيه اي داري با اين وضعقر ميدي . يارو گفت برو بابا روحيه چيه باسنم ميخاره نميدونم چيکار کنم ...

۸۱. يارو گوشش درد ميكرده، ميره گوششو ميكشه! رفيقش بهش ميگه: بابا ديوونه، چرا دادي گوشتو كشيدن؟! يارو ميگه: آخه خيلي درد ميكرد! رفيقش ميگه: خب.... خل ميدادي مثل من پرش ميكردن.

۸۲. عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ... محصولي از كون مرغ.

۸۳. يارو دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! يارو ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

۸۴. به یارو ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه

۸۵. يه روز حضرت آدم در خونشونو ميزنه حوا ميگه کيه؟ آدم ميگه بی مزه مگه غيره من کسه ديگه ای هم هست؟ (خيلی يخ بود آره)

۸۶. ده نفر آدم که خیلی بد بودند رو میندازن تو جهنم بعد از دو روز میبینن که اونا نیستن میرن ته جهنم میبینن چند تا کرد دارن قاچاقی ردشون میکنن

۸۷. یه روز یه مرده در مغازش می نویسه امام با پنیر....میان سراغش میگن این چیه نوشتی...میگه...بهتر ازون که شما می نویسین خدا با ماست.

۸۸. يه روز يارو بچه اش نمي خوابيده بهش ژل مي زنه

۸۹. به يارو ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم.

۹۰. زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!‌ يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!!

۹۱. يه روز يه يارو می‌خواسته يه زير دريايی رو غرق کنه ٬ می‌ره زير دريا ٬ در ِ زيردريايی رو می‌زنه ٬ بعدش فرار می‌کنه .

۹۲. یکی ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. اونم دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!

۹۳. يارو ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ طرف ميگه: بعله. يارو ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!!

۹۴. يارو هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا يارو زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره. يارو حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

۹۵. يارو زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ يارو ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

۹۶. از يه يارو پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسي چيه ؟"گفت: " ميدان "!!!!!

۹۷. يارو تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!

۹۸. يارو ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه يارو ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!  ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

۹۹. يه روز دو نفر سوار يه تاکسي مي‌شن. به راننده مي‌گن که يه نوار بذار برامون. راننده هم ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که مي‌خواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع مي‌کنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي در مياره و فشار مي‌ده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا مي‌بينه مي‌‌زنه زير گوشش و مي‌گه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو مي‌خواي بذاريش تو ضبط پيکان!

۱۰۰. يارو از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

۱۰۱. يارو ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ طرف ميگه:‌بعله. يارو ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!!!

۱۰۲. به يارو ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

۱۰۳. يارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!

۱۰۴. يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

۱۰۵. يارو عينك آفتابي مي‌زنه. بچه‌اش مياد توي اتاق. به بچه‌اش مي‌گه: كجا بودي تا اين وقت شب...؟!

۱۰۶. يارو خورد به جدول، حلش كرد.

۱۰۷. يه روز يه يارو داشته رد مي‌شده،‌ يه نمره بهش ميدن قبول بشه!

۱۰۸. يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش!

۱۰۹. يك روز يه يارو از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!

۱۱۰. يارو ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! يارو هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

۱۱۱. دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...

۱۱۲. يارو واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، يارو دستشو ميگيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

۱۱۳. يه جايي جشن بوده، يارو همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ يارو ميگه: من از خونواده عروسم. طرف ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

۱۱۴. يارو ميره کارواش ميگن ماشينت کو ميگه ديدم نزديکه پياده اومدم.

۱۱۵. يه دفعه ملا می ره بالا ی منبرروضه بخونه يادش می ره شروع می کنه حرفهای نامفهوم زدن می گه اده بدو اده بدو بهش ميگن ملا اين چه روضه ای ديگه ؟ می گه روضه ی علی اصغر

۱۱۶. يه روز يه پرگار مست می کنه مستطيل می کشه......

۱۱۷. یه نفر ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!!

۱۱۸. يه روز يارو بچش ميره زير ماشين . دمپائی مزنه درش مياره .

۱۱۹. به يارو ميگن شنيدی احمد آقا ماتيز گرفته؟ ميگه : نه بابا از ايدز بدتره؟

نظر یادتون نره

عسل

۰

۰

نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت |

این هم از امروز 

موضوع: 23 Mar 2007 23:11

سلاااااام ..بر و بچه هایه خودمون
چطور مطورید؟
آآخ شرمنده که یه مدت نبودم
دلم حواتونو کرده بود
یه ماچ بدید....ماچ...مااااچ.....اووومماااچ
چه حالی میده بازم بده
یه چند تا جک واستون میزارم اگه قدیمی بود شرمنده آخه یه مدته اصلا حال ندارم(به دلیله بعضی از مسائله....)

: به ترکه مي گن:چرا ماشينتو از پلاک شروع مي کني به شستن؟مي گه:والا يه بار ار سقف شروع کردم به شستن رسيدم به پلاک ديدم ماشين خودم نيست

 

يه اكيپ ميرن كوهنوردي شب يكي داد ميزنه جرج، جرج.
اكيپ بيدار ميشن ميگن ما كه جرج نداريم؟ ميخوابن.
صبح بيدار ميشن مي بينن ترك رو گرگ خورده

 

 اين سيب؛ بهترين سيب؛ شکل سيب؛ سر سيب؛ کار سيب؛ گذاشتن سيب؛ يه سيب؛ بچه سيب؛ دوست داشتنيه سيب...! (( حالا سيب رو حذف کن دوباره بخون

 

830-نيمه هاي شبي باباهه با مامانه رو كار بودن..در اتاق هم نيمه باز بوده ..بچهه مياد رد ميشه كه بره آب بخوره..باباهه به مامانه ميگه برو ببين بچه چيزي ديده يا نه .. مامانه مياد ميگه پسرم داشتي رد ميشدي تو اتاق چي ديدي ..بچه ميگه :هيچي مامان من نيگا نكردم من فقط رفتم آب خوردم..مامانه ميگه بگو چي ديدي بچه باز ميگه من چيزي نديدم ..مامانه عصباني ميشه يكي ميخوبونه تو گوش بچه ..بچه هم با گريه ميگه ..اااا همين كارا رو مي كني كه بابا هر شب ك ون ت ميذاره

 

831-از قزوینیه می پرسن از چه خطی بیشتر خوشت میاد؟ میگه از خط نابینایان میگن چرا؟ میگه نمیدونی چقدر سوراخ داره !!

832-ترکه اشغال ميره تو جشمش ميره جلو اينه هی فوت می کنه يه ترکه ديگه داشته از اونجا رد می شد می گه خره بايد بگی اون فوت کنه

833-ازرشتيه مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

834-رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...

835-ترکه  از ک ون ش کپی میگیره میگن واسه چی؟

میگه فردا میرم قزوین میترسم اصلش رو پاره کنن

836-یه روز معلم از شاگردش می پرسه واحد پول اسپانیا چیه؟؟

میگه دور. میگه مطمئنی؟؟ میگه آره آخه وقتی مامانم رفته بود اسپانیا می گفت

5 دور دادم تا تونستم این لباس و بخرم !!

837-نفرين زنها به هم: الهي كف پات رنگ آسمون رو نبينه!

837-به تركه ميگن: جسم شفاف چيه ؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون!!!

838-قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف

839-ترکه ميره دزدي ، صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه اون جا ؟ ميگه : هيچكي ، گربه س،بعععععع

840-اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!!شايد بابا برقي باشه

ترکه عينک دودي ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزني ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چي کار ميکني ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار .ترکه عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چي ميزني ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار ميکردي؟

 

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده

 

نرخ بیلیارد در قزوین: بازی کردن ساعتی 1500 تومان نگاه کردن ساعتی 3500 تومان

 (برای کسانی که نفهمیدن:آخه کسی که بازی می کنه باید خم بشه)

روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه

 

یه روز یه ترکه میره سربازی
.
.
.
.
.
دنباله چی میگرد ترکه رفته سر بازی

 

 بیا مثل 2تا کبوتر پر بکشیم تو اسمون روی بلند ترین درخت دنیا لونه کنیم .....من تخم بزارم تو بری گوجه بخری املت بخوریم


 اگه فكر كردي بري قيد چشماتو ميزنم . اگه فكر كردي ازت به آسوني دل ميكنم ..... براي اولين بار تو عمرت يه فكر درست كردي

 

ترکه عروسي ميکنه شب عروسي زنش ميگه تو چرا کاري نمي کني؟! ترکه ميگه حرف نزن من زن گرفتم که ديگه از اين کثافت کاريا نکنم

 

ترکه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم

 نظر یادتون نره

نظر بزار

۰

نوشته شده توسط مرضیه | لینک ثابت |

عنوان رو بی خیال نظرو بچسب!!! 

موضوع: 22 Mar 2007 0:15

خصوصیات یه دختر خوب:

يه دختر خوب هيچ وقت زودتر از اينكه از شير بگيرنش عاشق نمي شه.


يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت تو حموم نمي مونه.


يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي كنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا كل كل كنه.


يه دختر خوب توي روي مامانش وا نميسته و به خاطر قراري كه داره ( سركاره) 100000 تا دروغ      نمي گه.


يه دختر خوب از مثلا 6 ساعت وقت كلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه.


يه دختر خوب يواشكي دست تو جيب باباش نمي كنه.


يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو بر نمي داره بندازه رو سرش مثل روسري.


يه دختر خوب با همسايشون كه خوشگل تره لج نمي شه.


يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمي اندازه.


يه دختر خوب وقتي معني ترانه هاي خارجي رو نمي دونه مجبور نيست كه واسه كلاسش اونا رو گوش بده.


يه دختر خوب توي قرار با پسر كلاس زوركي نمي آد و باباي كارمند بيچاره اش رو مدير عامل يا رئیس قلمداد نمي كنه.


يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني ها حسودي نمي كنه.


يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي تركيد، 100000 تا عيب و ايراد روي پسره نمي ذاره.


يه دختر خوب شب زود نمي خوابه كه صبح زود بيدار شه كه بتونه خودشو صافكاري و نقاشي كنه.


يه دختر خوب براي اينكه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نمي كنه.( صغرا=هاني - ? كبري=شاني )


يه دختر خوب از دماغ فيل نمي افته كه ? نه؟


يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر كسي كه روش كليد كرده، باباشو توي منگنه قرار نمي ده كه بابا تند تر برو!


يه دختر خوب عكس هاي پسر خوشگلا مثل حميد گودرزي، شادمهر عقيلي و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و ديوار اتاقش نمي زنه.


يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي نداره از همسايه هاش قرض نمي كنه


تست خود شناسی برای آقایان!

1-با خانومتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد.
الف-زود با هم به داخل مغازه میرید و تمام حقوق یه ماهتو دودستی به صاحب مغازه تقدیم میکنی و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... بخورید!
ب-تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی ،انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!


2-با خانومت داری میری رستوران.موقعی که به رستوران می رسید:
الف- مثل ذلیلا میرید جلو و دو دستی در رو براش باز میکنید که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب-بهش دستور میدین هر چه زودتر در رو باز کنه ،این جمله را همچین بش میگیدکه نتونه حتی در این مورد فکر کنه!

3-خونتون مهمون دارید:
الف- زود پا میشید و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسه شون چایی میریزید و میارین.
ب-با قیافه کاملاًجدی و مردانه(جنم دار) اشاره میکنید خانومتون هر چه زودتر برای شما و مهمونا چایی بیاره

4-یه روز تعطیل باحال:
الف- با همسرتون میرید بیرون و اونروز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید!و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورید تا صبح کله سحر برید سر کار!
ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطیلی با دوستاتون قرار میزارید تا فردای اونروز برید گردش و کلی حال کنیدو بعد از ظهرشم برید استخر و اگه همسرتون هم زیاد حرف زد فوری می فرستیدش خونه مامانش اینا!

5-خانومتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدید.که یه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق میشه!
الف-یهویی خودتونو گم میکنید و به دوستاتون میگید اصلاًنخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود میرین پیش خانومتون و التماس میکنید آبروتونو جلو دوستات نبره!
ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون میگید و میخندید و خانومتون حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!

6-دارید تو تراس سیگار میکشید که یهو خانومتون سر میرسه:
الف-خودتونو گم میکنید و نمیدونید چیکار کنید.شایدم سیگارو قورت بدید و اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدید واسه دوا درمان!
ب-برمیگردید و با قیافه حق به جانب- که البته همیشه حق با ما آقایونه –به خانومتون دستور میدید یه لیوان چایی واستون بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!)

(تو گور هر چی مرد سیگاریه)


7-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف-اونروز رو مرخصی میگیرید و همش تو خونه میمونید و به همسرتون کمک میکنید تا مادر زن و کلیه قومش بیان برای قتل و غارت و چپاول...
ب-ساعت 2 اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندی...بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!

8-تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف-جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر قرمز میشه
ب-خانومتون رو از اتاق میفرستی بیرون و بش گوشزد میکنید وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه(اصل اول تمدن!)

9-ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بیدار میکنه و پی میبرید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده:
الف-زود پا میشید و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنید طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و شما هم تا صبح بوی خوب آقا پسرتون توی مشامتون بمونه!
ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن میکنید و این کار رو اونقدر ادامه میدین تا بالاخره همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا اورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه!!!!!



توضیحات:
برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ درست گزینه ب 2 امتیاز در نظر بگیرید...

اگر امتیاز شما از 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم.شما یک مرد نمونه هستید. در عین حال انسانی فهیم ،منطقی ،تابع نظم،با کمالات، شریف و خانواده دوست! هستید! همسرتان به شما افتخار میکند!!!
ایول بابا تو دیگه هستی!در تمام مراحل زندگیت آدم موفقی هستی!

اگر امتیاز شما بین 15-5 بود
شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو میدهید.در عین حال مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید!دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!باید به خود بیاید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید....

اگر امتیاز شما کمتر از 5 بود
خاک بر سرت!آخه به تو هم میگن مرد؟!؟!آبروی هر چی مرده بردی.مرده!جسد!مرده شور ریختتو ببرند.ایکبیری!امیدوارم هر چی زودتر سقط شی!خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟!؟ همين!!!


به علت پايين بودن سنتان از گفتن اين اس ام اس معذورم


درپي كشف داروي ايدز توسط دانشمندان ايراني نرخ کاندوم 60% کاهش يافت.


درپي كشف داروي ايدز توسط دانشمندان ايراني ازامروزباخيال راحت ... بده


مواد لازم جهت تهيه زن

پوست و استخوان: 40 كيلو

لوازم آرايش: 1 من

عشوه: 60 ليتر

قر: 50 دور در درقيقه

زبون: 14 متر

عقل: چس مثقال


مواد لازم جهت تهيه مرد:

دنبه و چربي: 1 تن

ادعا: 1 خروار

رو: 1 من

مو: 1 مثقال

احساس: چس مثقال


ديشب خواب ديدم يه کارخانه ساعت زده بودي

به همه نفري يه ساعت ميدادي

ولي به من نيم ساعت بيشتر ندادي


فيل تازه بالغ به باباش ميگه خرطومم بزرگ شده چيکارش کنم

باباش ميگه بکن تو ک*ن کسي که اس ام اس جديد داره ولي ارسال نميکنه


هميشه بهت گفتم دوستت دارم

.

.

.

هميشه بهت گفتم بدون تو ميميرم

.

.

.

هميشه بهت گفتم تو تک زيباي مني

.

.

.

هميشه بهت گفتم ستاره آسمون مني

.

.

.

خاک بر سرت ! هيچ وقت نفهميدي سر کاري ؟ واقعا که خنگي !


خدايا به هر كه دوست ميداري بياموز كه اس ام اس 15 تومن بيشتر نيست و به هركه بيشتر دوست ميداري

بياموز كه ارزش يك دوست بيشتر از 15 تومن است


عشق من از وقتي رفتي خونه تاريکه ...چراغ خونه خاموشه ....آخه لامصب فیوزو چرا بردي


فرق هندونه سفييد با پياز سفيد چيه؟
وقتي پياز سفيد رو مي بريم چشممون مي سوزه
-

وقتي هندونه سفيد رو ببريم دلمون !!!

 


نوشته شده توسط الهام | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
سلام
با تشكر از انتخاب شما:
آرمان اين وبلاگ به وجود آوردن لحاظاتي شاد براي شما مي باشد
لطفا با نظرات خود ما را ياري دهيد !
از كليه هموطنان به اين دليل كه با آنها شوخي مي كنيم جدا عذر خواهي مي شود.

با تشكر خواهر كوچك شما
<< عسل>>
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati