Yahoo ID : shirazjok_ asal
با تشكر از انتخاب شما شيراز جوك در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
جوک
|
|
|
-ترکه مهم بوده زیرش خط میکشن تو امتحان میاد.
32-ترکه میمیره روحش لای پنکه سقفی گیر میکنه. 33-ترکه به یه پسره کیگه آقا پسر شما همون پسره قصاب سر کوچه ی گلکار که ماشین پیکان ساله 77 به شماره پلاکه 891ع61 داره خونشون هم تو کوچه ی بهرام هست نیستی؟ پسره میگه آره ترکه میگه اِ ببخشید اِشتباه گرفتم. 34-ترکه لات میشه عطسه میکنه یه یارو بهش میگه:عافیت باشه ترکه میگه یه دغعه دیگه زرتو پورت کنی میزنم دک و پوزتو میارم پایین.(این جوک نیاز به فکر و درک عمیق جوک داره) 35-ترکه با لا پشتمبومشو آسفالت میکنه آسفالت زیاد میاره سرعت گیر درست میکنه. 36-موشه میره داروخانه میگه: مرگه من داری؟ 37-ترکه خبر داغ میشنوه گوشش تاول میزنه. 38-ترکه عینکش را میچرخونه میزننه به چشمش سرش گیج میره 39-ترکه میخوره زمین کمونه میکنه. میره کلانتری رضایت نمیده. 40-ترکه میره دریا مایوش سوراخ میشه غرق میشه
22-ترکه یه تیکه یخ گرفته دستش تو آفتاب داشت متفکرانه نگاش میکرد بهش میگند چیکار میکنی؟ ترکه میگه:من هنوز نفهمیدم این یخه کجاش سوراخه که ازش آب میچکه! 23-ترکه باباش تو مستراح میمیره. ترکه هر بار میرفته توالت میشسته گریه میکرده بهش میگند آخه یعنی چی هر دفعه میری توالت نیشینی گریه میکنی؟ ترکه میگه آخه بوی بابام را میده. 24-ترکه خودکارش تمام میشه ترکه تحصیل میکنه. 25-به ترکه میگن 17 شهریور چه روزیه؟ ترکه بعد از یه 5 دقیقه می گه فکر کنم 10 مهر باشه. 26-ترکه 2 تا بلوکه سیمانی را میگذاشته رو کولش میبرده سر ساختمون مهندسه بهش میگه خُب چرا با فرغون نمیبری؟ ترکه میگه: آخه اوندفعه با فرغون بردم اون چرخش پشتم را اذیٌت میکرد. 27-به ترکه میگن از زندگی چی فهمیدی ترکه میگخ: والا باربری و بربری. 28-اصفهانیه موز میخوره معدش تعجٌب میکنه. 29-ترکه عقب قب راه می رفته بهش میگند واسه چی اینجوری میکنی؟ ترکه میگه بچٌه ها میگند از عقب شبیهه آلن دولن میشی. 30-ترکه میرسه میخورنش.
12-ترکه میره تزریقات. مسوول تزریفات میگه چپ بزنم یا راست؟ ترکه هم قاطی میکنه میگه : آقا این باسنه منو سیاسی نکن همون وسط بزن بریم! 13-ترکه میره مکّه و برمیگرده. بهش میگند چطور بود؟ ترکه میگه والا خدا نبود همه دم در وایساده بودیم. 14-ترکه زنش 4 قلو میزاد وقتی میره حسابداری میگه آقا ارزون حساب کن همه را با هم ببریم. 15-یه 1000 پا از رو دیوار میافته میگه آخ پام , پام , پام , پام , ... 16-ترکه مجریه مسابقه 20 سوالی میشه. یارو ازش میپرسه: تو جیب جا میشه ؟ ترکه میگه آره ولی اگه تو جیبت بریزی جیبت ماستی میشه. 17-تذکه میخواسته بره شکار خرگوش. بهش میگند چجوری میخوای خر گوش بگیری؟ ترکه میگه کاری نداره صدای هویج در میارم. 18-ترکه با زنش دعاش میشه بعد با هم حرف نمیزدند. زنه ترکه یه یادداشت میذتره واسه شوهرش که من را ساعت 6 صبح بیدار کن. زنه صبح که پا میشه میبینه ساعت دهه بعد میبینه یه یاد اشت رو میزه نوشته زنیکه خر ساعت شیشه پاشو دیگه. 19-به ترکه میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت خیاره فقط سریع نگو که تابلو شه. به مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه ترکه میگه عجب خیار گنده ای است. 20- به ترکه میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت برجه ایفله فقط سریع نگو که تابلو شه. به مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه ترکه میگه: خُب تابلو شد دیگه برجه ایفله
حتما باید نظر بدی
عسل
۰ نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت |
-61 معتاده تلفن پیغام گیر داشته پیغام تلفنش این بوده: هَشتم ولی خَشتم.62-بسیجیه تلفن پیغام گیر داشته پیغام تلفنش این بوده: بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید. 63-به ترکه میگن 2x2 (دو دوتا) ترکه میگه 5 تا. یارو میگه نه بابا میشه 4 تا. ترکه میگه آخه من از یه راه دیگه رفتم. (از یه راه حله دیگه استفاده کردم) 64-ترکه میخوره زمین برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره. 65-ترکه پسرش میره زیره ماشین میزنه با سنگ درش میاره. 66-ترکه میخواسته زیر دریایی آمریکاییها را تو خلیج فارس غرق کنه . میره در میزنه فرار میکنه. 67-دکتر چمران شهید میشه ترکه میره به خانوادهس خبر بده میره زنگ خونشو میزنه میگه منزل شهید چمران. 68-اوا خواهره میخوره زمین میگه ولم کن جاذبه. 69-ترکه زنگ میزنه خونه دوستش میگه: من لهجه دارم؟ رفیقس هم میگه: آره . ترکه میگه: خُب قطع کن دوباره زنگ میزنم. 70-ترکه از ساختمون میاُفته پایین مردم همه دورش جمع میشن میگن چی شده؟ ترکه میگه: والا من نمیدانم همین الان رسیدم.
52-به ترکه میگن: چرا ترک شدی؟ ترکه میگه منو تو بیمارستان عوضم کردند. 53-ترکه یه سکه قدیمی پیدا میکنه روش نوشته شده بود: 120 سال قبل از میلاد مسیح (برای آنهایی که دو زاریشان آنتن نداد : مگه اون موقع میدونستند که 120 سال دیگه حضرت مسیح به دنیا میاد. اُفتاد الان) 54-ترکه میخواسته به فلسطینیها کمک کنه براشون 2 تا گونی سنگ میفرسته. 55-ترکه میره تو اتوبوس از یه دختره خوشش میائ پیاده میشه شماره اُتوبوس را برمیداره. 56-ترکه میاد تهران یه دختر خوشگل میبینه بهش میگه این دوست دختر که میگن شما هستید؟ 57-ترکه زنگ میزنه 118 میگه: شماره غضنفر را دارین؟ یارو میگه: نه ترکه میگه: پس من میگم شما یادداشت کن. 58-از ترکه میپرسن شما همتون انقدر ساده اید؟ ترکه میگه نه نوعه راه راهمون تو آفریقاست. (گوره خر) 59-ترکه تو مانور جنگ شرکت میکنه اسیر میشه. 60-ترکه بچش نمیخوابهیده بهش ژل میزنه.
42-ترکه با خدا قهر میکنه.میره نماز بخونه میگه 4 رکعت نماز میخونم به هیچکس هم ربطی نداره. 43-ترکه میخواسته گردو بشکنه گردو را میذاره زیره پاش بعد با آجر میزنه تو سرش. 44-ترکه چند بار زنگ کلیسا را میزده و در میرفته اخر یارو شاکی میشه میشینه پشت در تا در را باز کرد مچش را بگیرد. ترکه میاد زنگ میزنه یارو هم سریع در را وا میکنه میگه: بفرمایی ترکه هول میکنه میگه: ببخشید حضرت عیسی خونه هستند. 45-ترکه میره ساندویجی میگه: آقا بندری داری؟ یارو هم میگه: آره ترکه میگه دمت گرم بذار پخش کنه یه حالی ببریم. 46-ترکه میره ماهه عسل یادش میره زنش را ببره. 47-ترکه زنگ میزنه 110 مسوو لیت زلزله ی بم را بر عهده میگیره. 48-ترکه به یه یارو میگه آقا قبله از کدوم وره یارو میگه از این ور ترکه هم میگه:خیلی باید برم. 49-تمساحه میره گدایی میگه:به من مار مو لک کمک کنید . 50-ترکه یه بسته هزاری میشمره 250 تومان کم میاره.
نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت |
- لره توي كيوسك تلفن بوده بيرون مياد ازش مي پرسن سالمه؟؟ ميگه آره سالمه فقط آفتابه نداره..
۸۲ - فرق بين بين قانون سوم نيوتن و زن: اولي كنش بعد واكنش.. دومي واكنش بعد كنش... ۸۳ - به تركه مي گن ميدوني چرا شمشير حضرت علي دو شاخه بوده؟؟ تركه ميگه واسه اينكه شبا بزنه توي شارژ ۸۴ - تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه - ۸۵ ,یه بار یه یارو ترکه با موتور سیکلت می خوره زمین - ۸۶ ۸۷ - مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره ۸۸ - تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده ۸۹ - تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد ۹۰ - يه تركي عروسي مي كنه فرداش ميره پيش دوستاش . دوستاش ازش
71-ترکه خودش را دار میزنه به علت ضربه مغزی میمیره میرن تحقیق میکنن میبینن با کش خودشو دار زده. 72-ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ببخشید میدان انقلاب از کدوم طرف میرن؟ 73- ترکه دفعه دوم زنگ میزنه خونه دوست دخترش بازم باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ساعت 12:48 74- ترکه دفعه سوم هم که زنگ میزنه خونه دوست دخترش باز باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه:ببخشید توپمون اُفتاده بود. 75-بالا خره جور میشه با دختره میره بیرون. دو تایی میرن پارک یهو بابای دختره میاد دختره میگه چیکار کنم بابام اومد؟ ترکه میگه: مهم نیست بگو من داداشتم. 76-ترکه تو اتوبوس بند کفشش باز میشه به بغلیش میگه: آقا بی زحمت این میله را نگه دار من بند کفشم را ببندم. 77-ترکه میره راهپیمایی میبینه شلوغه برمیگرده. 78-ترکه تلویزیونش پرش داشته تو سریال امام علی(ع) , تمام بدن و صورت امام علی(ع) را میبینه. 79-ترکه کفترش گم میشه تو روز نامه آگهی میده: بیه بیه بیاه . 80-یک کرده را میخواستند شکنجه بدند شلوار استرچ پاش میکنن.
نظر یادتون نره عسل ۰۰ نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت |
از آبادانيه مي پرسند جمعيت آبادان چقدر است ؟ مي گه والله با دهات دور و ورش مي شه هفتاد ميليون !!!
يك توريستي هر جا مي رفته از مدت زمان ساخته شدن ساختمان ها و بناها سئوال مي كرده. مي ره فرانسه از مدت ساخت ايفل مي پرسه مي گويند يك سال. مي ره آمريكا از مدت زمان ساخت مجسمه آزادي مي پرسه مي گويند شش ماه ... مياد آبادان از يه بابايي كه نون گرفته بود مي پرسه اين پالايشگاه رو چقدر طول كشيد تا ساختند؟ يارو آبادانيه عينك ريبونش رو ور مي داره و بمي گه : والله يك ربع پيش اومدم نون بگيرم نبود !!! به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!!!!!!!!! تركه منچ بازي ميكنه ماره نيشش ميزنه !!!!!!! تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!
يه هفته قبل از جنگ آمريكا با عراق، تو يه جلسه مطبوعاتي، بوش با كالين پاول نشسته بودن، بوش طوريكه انگاري توجهي به خبرنگارا نداره رو ميكنه به طرف پاول و ميگه: پاول جون تو جنگ با عراق ميخوايم طوري حمله كنيم كه حداقل يه ميليون زن و بچه عراقي با يه زن خوشگل مو بلوند چشم آبي فرانسوي رو به خاك و خون بكشيم!!!!!! يهو تمومه خبر نگارا داد ميزنن، زن خوشگل مو بلوند فرانسوي رو واسه چي ميخواي بكشي؟ بوش بدون اينكه به خبرنگارا نگاهي بندازه به پاول ميگه: نگفتم اگه يه ميليون عراقي هم بميره كسي به تخمشم نيست!!!
۹۱ - دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم! ۹۲ - يه روز دو نفر داشتند براي هم خالي مي بستند؛ اولي گفت: باباي من يه انباري گنده داره كه همه دنيا توش جا ميگيره. دومي گفت: اين كه چيزي نيست، باباي من يه چوب دراز داره كه با استفاده ازش مي تونه از اينجا ستاره ها رو تو فضا حركت بده! اولي گفت: خالي نبند! اگه راست ميگي باباي تو چوبش رو كجا نگه ميداره؟ دومي جواب داد: خب، معلومه؛ توي انباري بزرگ باباي تو!
۹۳ - يه بادكنك فروشه ورشكست مي شه؛ چون بادكنكهاش رو به شرط چاقو مي فروخته!
۹۴ - يه روز دو نفر داشتند براي هم خالي مي بستند؛ اولي گفت: ديشب من يه توپ شوت كردم كه رفت تا كره ماه، خورد تو سر يه مرده و برگشت. دومي گفت: آهان! پس ديشب اون توپي كه خورد تو سر من تو شوت كرده بودي!
۹۵ - يه روز دو نفر رو به بيمارستان ميرسونن كه هردو 10% سوختگي و 90% كوفتگي داشتند. از اولي مي پرسن: چي شده؟ چرا اين جوري شده اي؟ جواب ميده: چون كه وقتي آتيش گرفتم، با بيل خاموشش كردن! بعد از دومي مي پرسن: تو چت شده؟ دوميه جواب ميده: آتيش كنج ديوار بود؛ خواستم از روش بپرم!
۹۶ - يه روز يكي ميره دندونپزشكي و به دكتره ميگه: آقاي دكتر! من اين دندونم درد ميكنه. دندونپزشكه هم يه كم نگاه ميكنه و بعد دندونه رو ميكشه. بعد مرده ميزنه زير خنده و ميگه: خرت كردم، خرت كردم؛ اون يكي دندونم بود!
۹۷ - معلم از شاگردش می پرسه:دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟ شاگرد می گه: قورباغه و برادرش.
۹۸ - يه روز يه مرده مي ره پيش يه روانپزشك و ميگه: آقاي دكتر، من هر شب خواب مي بينم دارم با يه عده خر فوتبال بازي مي كنم؛ يه دوايي چيزي بهم بديد كه ديگه از اين خوابا نبينم. دكتره ميگه: بيا آقا، اين قرصها و اين شربت رو امشب بخور؛ ديگه اين خوابا رو نمي بيني. مرده ميگه: آقاي دكتر، نمي شه اينها رو از فرداشب بخورم؟ آخه امشب فيناله!
۹۹ - يه زن حامله نميتونست بشاشه، ميبرنش سونوگرافي، ميفهمن بچه ش پطرس فداكاره ۱۰۱ - سه تا ترک ميخواستن حکم بازي کنن .. يه نفر کم داشتن . ۱۰۲ - يکيشون ميره دم پنجره ميبينه غضنفر پايين واستاده و دستش هم تو جيبشه .. ميگه: آهاي غضنفر بازي ميکني؟ ميگه نه دارم ميخارونمش ۱۰۳ - خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه: به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه: چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه: آخه مادر سلامتي رو ميگاد ۱۰۴ - یه میخه میره عروسی اینقدر قر میده پیچ میشه ۱۰۵ - فرق یک منشی خوب با یک منشی خیلی خوب چیه؟ ۱۰۶ - به يه آقايي ميگن: تا حالا ماشين هول دادي؟
۱۰۷ - شما دختران را نصيحت مي کنم به ۲ چيز دل نبنديد:يکي پرده بکارتتان و ديگري مهريه تان. که اولي به کير راستي بند است و ديگري به تخم چپي
۱۰۸ - تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن (+۱۸)
۱۰۹ - پسره واسه بابا نوئل نامه مينويسه ميگه بابا نوئل امسال واسم يه داداشي بيار ۱۱۰ - يه غضنفره زنش سبزه بوده ... سيزده بدر ميندازش تو آب
۱۱۱ - ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم
۱۱۲- يه ترکه داشته راز بقاء ميديده که يه دفعي خره لگد ميزنه تو سينه شيره ! ترکه جو گير ميشه میگه محمد ياش صلوات
رشتيه به ترکه ميگه خاک بر سرت آبروت رفت ترکه ميگه آخه چرا - ۱۱۳ ۱۱۴ - از تركه مي پرسن حموم چند بخشه مي گه 2 بخش . زنونه مردونه . ۱۱۵ - ترکه رو بوس مي کنن جو مي گيردش حامله مي شه - ۱۱۶مي دونيدچرا نيوتن از خوردن سيب تو سرش تعجب کرد؟ چون زير درخت هويج خوابيده بود!! ۱۱۷ - از يه خر ميپرسن: راسته كه تركها خر هستند؟ خره ميگه يه مذاكراتي شده، ولي ما زير بار نرفتيم! - ۱۱۸ - ۱۱۹ترکه عينک دودي ميزنه به چشمش بعد بچه اش مياد جلوش , ترکه ميگه :تا اين وقت شب کجا بودي پسرم - ۱۲۰از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
نظر یادت نره عسل ۰ نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
سلام
با تشكر از انتخاب شما: آرمان اين وبلاگ به وجود آوردن لحاظاتي شاد براي شما مي باشد لطفا با نظرات خود ما را ياري دهيد ! از كليه هموطنان به اين دليل كه با آنها شوخي مي كنيم جدا عذر خواهي مي شود. با تشكر خواهر كوچك شما << عسل>> Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati